اتحادیه صنف پارچه فروشان تهران

از «انجام کار درست» تا «درست انجام دادن کار»

وقتی بازار به خیابان زندگی تبدیل می‌شود ‌

از «انجام کار درست» تا «درست انجام دادن کار»

بازخوانی جامعه‌شناختی حکمرانی،فرایند صحيح انتخاب مشاور در اتحادیه ها و اتاق های اصناف.
‌یاداشتی از؛
[مجتبی جعفری ،دکتری تخصصی جامعه‌شناس ،کارشناس ارشد مدیریت و پژوهشگر حوزه اصناف]

از انتخاب درست تا مشاوره و نظارت

حکمرانی تنها به کیفیت اجرای تصمیم‌ها محدود نمی‌شود، بلکه پیش از آن می‌توان به دو مأموریت مهم حکمرانی، یعنی مشاوره و نظارت (Advisory and Monitoring) پرداخت؛ دو سازوکاری که می‌توانند کیفیت تشخیص، تصمیم‌گیری، اجرا و پاسخگویی سازمان را تقویت کنند.


دو مأموریت بنیادین در حکمرانی: مشاوره و نظارت

در مطالب مورد اشاره در کتاب راوال، دو مأموریت کلی مشاوره و نظارت (Advisory and Monitoring) مورد توجه قرار گرفته است.

این دو مأموریت را می‌توان در یک چارچوب جامعه‌شناختی، دو سازوکار مکمل برای ارتقای کیفیت تصمیم و عملکرد سازمان دانست.

۱. مشاوره؛ افزودن ظرفیت تشخیص

مشاوره صرفاً ارائه توصیه نیست. در سازمان‌های پیچیده، مشاوره یعنی افزودن تجربه، تخصص، نگاه مستقل و زاویه دید متفاوت به فرایند تصمیم‌گیری.

مشاوره مؤثر باید بتواند پرسش‌هایی مانند این را مطرح کند:

۱. آیا مسئله را درست تشخیص داده‌ایم؟
۲. آیا گزینه‌های دیگری وجود دارد؟
۳. پیامدهای اجتماعی و سازمانی تصمیم چیست؟
۴. اگر شرایط تغییر کند، این تصمیم همچنان مناسب خواهد بود؟

بنابراین، نقش مشاوره‌ای در حکمرانی را می‌توان نوعی افزایش ظرفیت شناختی سازمان (Organizational Cognitive Capacity) دانست.

در این نگاه، مشاوره تنها برای زمانی نیست که سازمان با یک مسئله مواجه شده است؛ بلکه می‌تواند بخشی از سازوکار پیشگیری از خطا در تشخیص و تصمیم‌گیری باشد.

۲. نظارت؛ تقویت پاسخگویی

نظارت نیز نباید با مداخله در عملیات روزمره اشتباه گرفته شود.

نظارت اثربخش به معنای ایجاد سازوکاری است که سازمان بتواند عملکرد، ریسک، انحراف، پیامد و میزان تحقق اهداف خود را به‌طور مستمر ارزیابی کند.

از این منظر، نظارت اثربخش را می‌توان سازوکاری برای تقویت پاسخگویی (Accountability)، شفافیت (Transparency) و بازاندیشی سازمانی (Organizational Reflexivity) دانست.

در این نگاهه موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا تصمیم‌ها در محیطی پیچیده و متغیر اتخاذ می‌شوند و آثار آنها ممکن است تنها در کوتاه‌مدت آشکار نشود.

بنابراین، نظارت می‌تواند صرفاً به معنای بررسی گذشته نباشد، بلکه ابزاری برای شناخت وضعیت موجود، تشخیص انحراف‌ها و فراهم‌کردن زمینه اصلاح مسیر آینده باشد.


گیدنز؛ حکمرانی به‌مثابه بازاندیشی

در اینجا نظریه آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) می‌تواند به فهم عمیق‌تر موضوع کمک کند.

گیدنز در تحلیل مدرنیته بر اهمیت بازاندیشی (Reflexivity) تأکید دارد. در سازمان‌های مدرن، تصمیم‌ها نمی‌توانند صرفاً بر اساس تجربه‌های گذشته باقی بمانند؛ بلکه باید در پرتو اطلاعات جدید، تغییرات محیطی و پیامدهای عملکرد، به‌طور مستمر مورد بازبینی قرار گیرند.

از این منظر، حکمرانی خوب باید برای سازمان یک ظرفیت دائمی ایجاد کند:

نه فقط انجام کار، بلکه بازاندیشی درباره چرایی و درستی آن کار.

این نگاه، رابطه میان مشاوره و نظارت را نیز روشن‌تر می‌کند. مشاوره می‌تواند به سازمان کمک کند که پیش از اقدام، مسئله و گزینه‌های خود را بهتر ببیند؛ نظارت نیز می‌تواند پس از تصمیم و اجرا، اطلاعات لازم را برای ارزیابی و اصلاح مسیر فراهم کند.

در نتیجه، مشاوره و نظارت را می‌توان دو بخش مکمل یک چرخه بازاندیشی دانست؛ چرخه‌ای که در آن سازمان از تشخیص و تصمیم به اجرا می‌رسد و از نتایج اجرا دوباره برای تشخیص و تصمیم‌گیری بهتر استفاده می‌کند.

این مسئله در نهادهایی چون اتحادیه ها و اتاق اصناف، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا محیط به‌سرعت در حال تغییر است. فناوری، رفتار مشتری، هوش مصنوعی، ریسک‌های جدید، امنیت سایبری، مقررات، فین‌تک‌ها و تغییر انتظارات اجتماعی، دائماً فرض‌های قبلی را به چالش می‌کشند.

بنابراین، سازمانی که در کنار تجربه‌های گذشته، ظرفیت بازنگری و یادگیری مستمر (Continuous Learning) را نیز تقویت کند، آمادگی بیشتری برای مواجهه با شرایط جدید خواهد داشت.
🖌مجتبی جعفری
استاد دانشگاه

روابط عمومی اتحادیه پارچه فروشان تهران

وقتی بازار به خیابان زندگی تبدیل می‌شود ‌
خروج از نسخه موبایل