1405-05-23
تهران - خیابان جمهوری، خیابان ابوریحان، کوچه رازی، پلاک19 کدپستی:۱۳۱۵۹۳۴۴۶۴

بعد از سلام وادب خدمت سروران عزیز و گرامی
، با توجه به کنش و عملکرد عزیزان در اجلاس گذشته سعی کردم از منظر جامعه‌شناسی،آسیب شناسی و رویکردهای مختلف در مورد مفهوم منازعه را در چند فصل خدمت سروران گرامی ارائه بدهم ،امیدوارم مفید واقع شود.

فصل اول:

1-منازعه امر ذاتی موجودات اجتماعی است. 2- منازعه مربوط به طبیعت و ساختار جامعه است. 3- منازعه یک امر اخلال‌برانگیز در سیستم اجتماعی و نشانه‌ی آسیب‌پذیری است. 4- منازعه نقش کارکردی در سیستم اجتماعی دارد و برای تحول اجتماعی ضروری است. 5- منازعه ویژگی اجتناب‌ناپذیر منافع گروه های رقیب در صحنه‌ است. 6- منازعه یک سوء‌برداشت، سوء‌محاسبه ناشی از ارتباطات ضعیف بین طرفین یک کشمکش می‌باشد. 7- منازعه روند عمومی تمام گروه ها است.
در یک جمع‌بندی از رویکردهای فوق، آنها را می‌توان از نگاه جامعه‌شناسی انتقادی(بر پایه نظریات انتقادی مکتب فرانکفورت) به‌گونه زیر خلاصه نمود:

جامعه‌شناسان پیرو مکتب تالکوت پارسونز به لحاظ تاکیدی که بر سازگاری اجتماعی، سمت‌گیری ارزشی مشترک و حفظ نظام دارند منازعه را نوعی بیماری تلقی می‌کنند که دارای عواقب گسیختگی است. اما بیشتر جامعه‌شناسان اروپایی از قبیل مارکس، سایمل، رالف دارندورف، و نیز بیشتر جامعه‌شناسان دوره‌ی بیش از پارسونز مانند رابرت پارک، جان برجس، ویلیام سامز، چالز کولی،‌ای آر راس، و آلبیون اسمال و در دهه‌های اخیرتر جسی برنارد و لوئیس کوزر، منازعه را در خدمت مقاصد مثبت اجتماعی به‌شمار آورده‌اند. از دید نظریه‌پردازان کارکردی‌گرا، منازعه نه تنها موجب یکپارچگی گروه می‌شود بلکه به ایجاد هویت گروهی نیز کمک کرده، مرزهای گروه را روشن‌تر ساخته و انسجام گروه را افزایش می‌دهد.

انواع نظریات منازعه

کنث والتس در اثر برجسته‌ی خود به نام «انسان، دولت و جنگ»۳ تصور متمایز را مطرح می‌سازد که معمولا بر اساس آنها به تجزیه و تحلیل ریشه‌های نزاع پرداخته می‌شود. طبق تصور اول، ریشه‌ی نزاع را باید در طبیعت و رفتار انسان جستجو کرد. طرفداران دومین تصور نیز با توجه به ساختار درونی گروه ها به تبیین نزاع می‌پردازند. بر اساس تصور سوم نیز ریشه‌ی نزاع در شرایطی نهفته است که نظریه‌پردازان سیاسی قدیم آن‌را «فقدان مرجع نامیده‌اند. بر اساس این تصورات، دو نوع تبیین از منازعه ارائه شده است:

1- نظریه‌های خرد منازعه: که مربوط به طبیعت و رفتار انسان‌ها می‌شود. تحلیل‌گران خردنگر در جستجوی سائقه‌های ناخودآگاه پرخاش‌گری، نگاه خود را به درون تک تک اعضاء هر نوع متوجه می‌سازند و تردید دارند که بتوان برای منازعه‌ی اجتماعی و بین‌المللی، انگیزه‌های آگاهانه یافت. نظریه‌های خرد سیستمی منازعه دارای چند زیر نظریه می‌باشند که عبارتند از:

الف: نظریه‌های زیست‌شناختی و روان‌شناختی: این نظریه‌ها بر ریشه‌های رفتار انسان‌ها تاکید کرده و استدلال می‌کنند که رقابت‌ها و منازعات سیاسی- اقتصادی فردی و اجتماعی، معلول تلاش انسان برای برآورده ساختن نیازهای زیستی و روانی فرد است. از نظریه‌های دیگری که زیر مجموعه‌ی نظریه‌های زیست‌شناسی،و روان‌شناسی قرار می‌گیرند می‌توان به نظریه‌های پرخاش‌گری، رفتار‌شناسی، و ناکامی پرخاش‌گری، اشاره کرد.

ب: نظریه‌ی یادگیری اجتماعی: نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی نظیر آلبرت باندورا، به نظریه‌های غریزی و زیست‌شناختی و پرخاش‌گری و نظریه‌های روان‌شناختی به دیده‌ی تردید می‌نگرند. ناندورا این مسئله را رد می‌کند که نیروی پرخاش‌گری در موجودات زنده بدون آن‌که به محرکی خارجی نیاز باشد، باید هرچه سریع‌تر آزاد شود. در مقابل، وی بر عوامل محیطی آزادکننده‌ی نیروی پرخاش‌گری تاکید می‌کند.

2- نظریه‌های کلان منازعه: که مربوط به نیروهای وسیع‌تر اجتماعی و سیاسی می‌شود. عموم تحلیل‌گران کلان‌نگر، بیان صریح انگیزه‌ها و دلائل آگاهانه برای توسل افراد به خشونت در داخل و در میان جوامع را مهم تلقی می‌کنند. آنها این‌گونه اظهارات را خصوصا برای تبیین علت وقوع منازعات مشخص میان طرف‌های مشخص و در زمان‌های مشخص حائز اهمیت می‌دانند. آنان برای این حکم، اعتبار خاصی قائلند.

نظریه‌های کلان سیستمی، منازعه، آنچه نزاع را تشویق یا تحدید می‌کند متغیرهای سیستمیک می‌باشد نه متغیرهای در سطح واحدهای تشکیل‌دهنده‌ی نظام. از جمله‌ی این نظریه‌های سیستمیک می‌توان به نئورئالیزم، نئولیبرالیسم و سازه‌انگاری اشاره کرد.

الف: نئورئالیزم: اگرچه نئورئالیزم یک نظریه‌ی رئالیستی است که بسیاری از مفروضه‌های رئالیزم کلاسیک مانند، کشورمحوری، قدرت‌محوری، یکپارچه و عاقل بودن کشورها را قبول دارد، اما استدلال می‌کند که به‌رغم اعتقاد رئالیزم کلاسیک، ریشه‌ی نزاع در ساختار سیستم ها نهفته است، نه سرشت انسان در حالی‌که واقع‌گرایانی چون مورگنتا استدلال می‌کنند که قدرت‌طلبی ریشه در طبیعت نوع بشر دارد.
با احترام،
مجتبی جعفری

دکتر مجتبی جعفری-ریاست